|

|
 |
 |
 |
|
Love:
I really know what love is and also the type
who give his whole heart in a relationship. Relationships are built one day at a time; they take time, patience, honesty,
passion and ability to compromise and grow! so with true love, is by sharing bad and good times together. True love is a covenant
that we build on a strong foundation and that's why we don't develop it within a day. It takes sometime to mature and that's
when both sees that they are having the same strong feeling for each other. It is with true love as it is with ghosts; everyone
talks about it, but few have seen it. I promise to make my one and only the most happiest man on earth if only he is willing
to accept me as part of him. l will be there whenever he needs me and promise never to do anything to hurt his feelings. I
wil love him just the way he is, being blind, disable, deaf or dumb or whatever category that he falls in. I really mean my
words and am serious too. I am ever ready to sail to the end of the sea with him and ever prepared to do anything to
have him forever. I promised to be the woman of his dreams cus I am not going to let him down, I assure him my whole
heart. I don't know and can't tell if that special person is you but I believe it's you cus your advert alone speaks of it
all so why don't we give ourselves a chance and find out what happens. I know at this point, there is the need for me to say
something about myself so you can know the kind of person you talking to. |
|
|
وقتیکه من بزرگ شدم،
شاید معمار شوم
آنگاه تمامی جهان
را همچون بامی بر فراز
دستان تو ستون
خواهم کرد
□
وقتیکه من بزرگ شدم،
شایدپزشک شوم
آنگاه با عطر تو نوشدارویی
خواهم ساخت بر تمام دردهای
جهان و آنگاه به سلامتی شان
با لب های تو بر گونه های شادی
تمام کودکان جهان بوسه
خواهم زد
□
وقتیکه من بزرگ شدم،
شایدیک روز با
چتر گیسوان تو از آسمان آرزوهایت
پروازی کنم بر آستان زمین
زمینی که پای تو آنرا
نگه داشته است و آنگاه خواهم دوید
تا مرزهای درونت و در پنهانترین
گوشه های جنگل سبز آغوش تو پنهان خواهم شد
□
اکنون را که نام نهادی
فصل کاشت
فردا که من بزرگ شدم
در زمان برداشت
مادرم، به تو قول
می دهم
من تو را دوست خواهم
داشت

(مادرم و پدرم )
مادرم شبنم گلبرگ حيات
پدرم عطر گل ياس بقاست
مادرم وسعت دريای
گذشت
پدرم ساحل زيبای لقاست
مادرم آئينه حجب
و حيا
پدرم جلوه ايمان و رضاست
مادرم سنگ صبور
دل ما
پدرم در همه حال کارگشاست
مادرم شهر اميداست
و هنر
پدرم حاکم پيمان و وفاست
مادرم باغ خزان
ديده دهر
پدرم
برسرما مرغ هماست
مادرم موی سپيد
کرده زحزن
پدرم نقش همه خاطره هاست
مادرم کوه وقار
است و کمال
پدرم چشمه جوشان عطاست

|
|
|
I'm Alive
Mmmmm ... mmmmm ... Mmmmmmmmmmmm I
get wings to fly Oh, oh ... I’m alive ... Yeah
When
you call on me When I hear you Breathe I get wings to fly I feel that I’m alive
When you look at me I can touch the sky I
know that I’m alive Mmmmm ohhhhh ahhhhhh
When you bless The day I just drift away All my worries die I’m glad that i’m Alive
You’ve set my heart On fire Filled me with love Made me a woman on Clouds above
I
couldn’t get Much higher My spirit takes flight Cause I am alive Ohhhhh
When you call on me When
you call on me When I hear you breathe When I hear you breathe I get wings to
fly (fly) I feel that I’m alive (I’m alive)
When you reach For me Raising spirits high God knows that
That
I’ll be the one Standing by
Through good and Through Trying times
And it’s only begun I
can’t wait for the Rest of my life
When you call on me When you call on me When you reach for me When
you reach for me I get wings to fly I feel thatI’m alive Yeah
When you bless The day I just drift
away All my worries die I know that I’m alive
I get Wings to fly God knows that I’m alive
|
|
|
|
Iranian MUSIC
Top SInger
|
اگر
4 رکن اساسی آهنگ (Melody), شعر, (Lyric) تنظیم (Compose) و صدای خواننده
(Vocal) را در ساخت
و اجرای یک ترانه به عنوان
وجوه اصلی ترانه در نظر
بگیریم , سیاوش قمیشی تنها
هنرمندی ست که هر4 وجه ترانه
اش با دیگر فعالان موسیقی
پاپ (Popular) ایران
متفاوت است.
سیاوش قمیشی (متولد 1324-1945 در
اهواز و بزرگ شده در تهران
) آهنگساز, شاعر, تنظیم کننده
و خواننده ای ست که در بین
عموم به عنوان خواننده
و برای خواص به عنوان آهنگساز
و خواننده اعتباری ویژه
و متفاوت دارد. نخستین
وجه و شاید مهم ترین وجه
تفاوت آثار سیاوش قمیشی
در ملودی هایش نهفته است.
ملودی هایی بسیار متأثر
از موسیقی کلاسیک (اصیل)
ایران و در عین حال مبتنی
بر آکورد های غیر معمول
و کاملأ غیر ایرانی که
ترکیبی عجیب و درخشان
را از موسیقی ایرانی و
غربی در قالب ترانه های
پاپ (Popular) به وجود
آورده است و همچون مهری
برجسته, برداشت ناب سیاوش
قمیشی را از هنر ایرانی
با اشرافی جامع بر انواع
موسیقی غیر ایرانی به
نمایش می گذارد. در بیشتر
آهنگهای ساخته سیاوش
رگه هایی روشن و قوی از
موسیقی ایرانی را می توان
یافت که گرچه روایت جز
به جز موسیقی ردیفی ایران
نیستند اما به خوبی حس
ایرانی بودن را حتی در
ذهن شنونده ی غیر حرفه
ای متبادر می کنند و این
هنر اوست که با گریز آگاهانه
از تکرار سنتی و نخ نما,
ملودی های ظریف ایرانی
را همچون تارهای طلا بر
پیکره ی ترانه اش می بافد.
با کمی دقت در آلبوم های
سیاوش میتوان بسیاری
از برداشت های آزاد وی
را از موسیقی کلاسیک ایران
به وضوح مشاهده کرد. در
واقع سیاوش قمیشی و هم
نسلان موفقش آموزش موسیقی
را از کودکی به طور خودآگاه
یا ناخودآگاه با موسیقی
ناب ایرانی شروع کردند.
شنیدن روزمره ی اجراهای
بسیار موثق و اصیل از بزرگان
موسیقی ایران در سالهای
1320و1330 از رادیو تهران تجربه
ای تکرار نشدنی برای هم
نسلان سیاوش به عنوان
کودکان آن روزگار و بزرگان
آینده موسیقی نوین ایران
بود که به مرور پس از آشنایی
با حوزه های دیگر, موسیقی
عملی را از طریق مراجع
و منابع کاملأ جدا آموزش
دیده وتجربه می کردند.
سیاوش قمیشی خود سالهای
1970 را در انگلستان (مهد موسیقی
راک) گذرانده و آموزش موسیقی
دیده است. موسیقی گروههای
بزرگ غربی و شرایط زمانی
– مکانی فعالیت آنها را
از نزدیک درک و لمس کرده
و آثارشان را عملا مشق
و اجرا نموده است. این آمیختگی
عملی با موسیقی روز دنیا
در کنار ذهنیت و ناخودآگاه
انباشته از ملودی های
موسیقی ایران, زمانی که
منشا خلق هنری قرار گرفتند
ترکیبی نو و بدیع از ملودی
و هارمونی را پدید آوردند
که پیشتر همانندی نداشت.
از این روست که موسیقی
سیاوش قمیشی را یکی از
بهترین نمونه های هنر
هم نسلانش می دانیم. او
با برداشت ویژه اش از انواع
موسیقی و با توجه کامل
به موزیک روز دنیا به ویژه
در حیطه ی پروگرسیو تنظیم,
صداسازی و میکس به مرز
نوآوری و خلاقیتی کامل
رسیده و در بیان خود قوام
ودوام یافته است. همکاری
با تنظیم کنندگانی آگاه
و خوش ذوق (که بعضا با وجودی
که ایرانی نیستند, توانسته
اند با موسیقی ایرانی
ارتباط برقرار کنند) و
نکته سنجی شخص سیاوش در
استفاده ی آگاهانه و هوشمند
از صداسازی های الکترونیک
و ساوند افکت های عجیب
و بجا در تنظیم قطعاتش,
به موسیقی او تنوعی خاص
و رنگارنگی منحصر به فردی
بخشیده است که موزیکالیته
ی ترانه های او را به گونه
ای بهتر و جذاب تر نمایان
میکند. از لحاظ شعری, ترانه
هایی که سیاوش برای کار
انتخاب میکند چند ویژگی
اساسی دارند که مهم ترین
آنها سادگی و روانی کلام
و دوری از پیچیدگی های
معماگونه ی شعری است.
سیاوش از دیرباز علاقه
ای به استفاده از کلام
روشنفکر مأبانه و غیر
مردمی نداشته است و با
انتخابی آگاه, به دام ابتذال
ناشی از ساده پسندی و بی
هویتی هم نیفتاده است.
فضای ترانه های او فضایی
روشن و امیدبخش است, به
دور از سایه های خاکستری
و سیاه رایج در ترانه ی
نوین ایران.
اعتراض
موجود در ترانه های انتخابی
او هم نوع با موسیقی ای,
اعتراضی سیاه و خمود نیستو
از تلخی و شیرینی توأم
برخوردار است. جالب این
که متقابلأ در کارنامه
ی هنری سیاوش به هیچ رو
با ترانه های بی معنی و
سبک سرانه هم مواجه نمی
شویم. شادترین ترانه های
او, نه در کلام و نه در موسیقی
به مرز انحطاط و ابتذال
نزدیک نمی شوند و شعر و
موسیقی ترانه های شاد
او هم ا ز حدود تشخص, حجب
و آبرومندی مأخوذ به حیا
بیرون نمی روند. مضامین
ترانه های سیاوش عموما
مضامین و موضوعات عاطفی
در حوزه زندگی فردی و اجتماعی
اند و"عشق, زندگی و حرکت"
در این میان نقش محوری
و کلیدی دارند و داستان
هر ترانه هم غالبأ با پایانی
روشن و امید بخش همراه
است. سیاوش
در شناخت و کشف ملودی پنهان
در شعر استعدادی خداداد
دارد و با قوه ی درک ریتم
بسیار خوب, ضرب آهنگ مناسب
شعر و ملودی را برای کارش
می یابد. به همین دلیل, در
آلبوم هایش همه نوع ترانه
با ریتم های گوناگون شنیده
می شود, تنوعی که شنونده
را دچار ملال ناشی از یکنواختی
آلبوم نمی کند. او در اجرای
ترانه هایش صاحب سبکی
مشخص است. آشنایی عمیق
با ملودی و تنظیم ترانه
ای که آهنگ آنرا بر مبنای
توان حنجره و نقاط ضعف
و قوت صدای خود ساخته و
ویژی های خاص صدایش اعم
از تونالیته و موزیکالیته
ی صدا, نتیجه ی خوانندگی
اش را بسیار درخشان و پر
ثمر کرده است. صدای زخمی
و خش دار, آمیخته با تحریرها
و غلت ظریف آواز ایرانی
جملات آهنگین را با صمیمیت
و احساسی ژرف و بی غش می
خواند که گویی شعر و آهنگ
تنیده بر هم, از جان خواننده
بر می آیند و بر دل شنونده
می نشینند. به جرأت میتوان
گفت هیچ آهنگسازی در موسیقی
ترانه ی نوین ایران, در
طی سی سال گذشته همانند
سیاوش قمیشی حرکتی رو
به جلو و کمال طلب با حفظ
و افزایش روز افزون تعداد
مخاطبان نداشته است. ترانه
های سیاوش قمیشی (ترانه
به معنای جمع آهنگ و شعر
و صدا) مخاطب عام دارد و
این عمومیت به ویژه در
بین جوانان دیده می شود.
شاید او تنها آهنگساز/خواننده ای
ست که هر چه بیشتر کار میکند
مخاطبان و علاقه مندان
جوان تری پیدا می کند و
به زبان موسیقی به جوانان,
زندگی, عشق و نشاط می بخشد,
همچون دوستی همسن در خلوتشان
میخواند و مانند پدری
مهربان سنگ صبور درد های
جوانی شان می شود. همه ما
– نسل بعد از انقلاب – در
داخل و خارج کشور با صدای
سیاوش قمیشی زندگی کرده
ایم , عاشق شده ایم, گریسته
ایم, خندیده ایم و نفس کشیده
ایم. با او بوده ایم و او
با ما بوده است.
موسیقی و صدای سیاوش همچون
زندگی اش ساده, روان و بی
پیرایه است و به سادگی
در ضمیر پاک جوانان می
نشیند و شاید از این روست
که جوانان بسیار دوستش
می دارند چرا که جوانی
مظهر سادگی و یکرنگی ست.
سیاوش قمیشی مانند سرزمین
زادگاهش انسانی آفتابی
است, آفتاب وجودش بی غروب
باد. | |
|
|
|
 |
|
|
 |
 |
 |
|
غزلهای
مرا تو ميفهمي ...... غزلهاي
سپيدم را ، هنوز تنها تو
ميفهمي هنوز هم شعرهايم
را ، تك و تنها تو ميفهمي
شب بي توشب مرگ است،شب
باتوشب ميلاد چه ميجويم
؟ چه ميخواهم ؟ ازاين شبها
توميفهمي چه تقدير غم
انگيزي ، لب دريا ولي تشنه
دليل تشنه بودن را ، لب
دريا تو ميفهمي فقط در
آسمانها ما ، به هم نزديك
نزديكيم ولي روي زمين
- دوري - ميان ما تو ميفهمي
ومن هم مثل تو بالم درون
يك قفس مصلوب كه طعم آخرين
شام مسيحا را تو ميفهمي
و بانو اين غزل امشب وصيتنامه
من بود عزيزم اين حقيقت
را ، همين فردا تو ميفهمي
اینا رو هم به همه عشاقی
که از هم دورند تقدیم میکنم.متن
قشنگیه که نمی دونم کجا
دیدمش ولی قشنگه نه؟!یه
حس غریبی توشه نه؟تقدیم
به همه برگ گلها مثل نیلوفر
من!
|
Salam bar Iran va Irani.
Aye Hamvatane aziz In site darbareh
Hameh mozohaye khobe donya sohbat mikonad.
Ghorbane shoma AvA.
|
 |
|
|
قصه شمع و نگاهت
در وجودم شعله زد
کز وجود آتشينم
پند گيری صد هزار
عاشقانه
و آسمونی فکر کنیم
بر
بالین گرمش برف نشست - زندگی او سرد
گشت
از
سردیش دلم یخ زد –
دلم را زیر پا گذاشتم و
رفتم
رفتم
و به دور دستها خیره شدم
– در دوردستها گلی
زیبا دیدم
با
دو دست سردم گل را چیدم
– با چیدنش گلم پژمرده
شد و مٌرد
از
پژمردنش قلبم شکست – قلب شکسته ام را به
باد سپردم
باد
قلبم را به A3MAN برد - A3MAN در آسمان جاودانه
شدم
| | |

|
|
| |
|
|
|
 |
|
|
فراز عشق 
آشفتگی در راه
و دنیا داشتم
از فرا روی زمان افراشتم
قامتم همچون درختی
بی نوا
بر سراپای رخت افراشتم
همچو ماهی من ز
دریاهای دور
سیل زد بر پیکرم - کم نگذاشتم
همچو لالایی شبهای
من ز غم
بی تو با آئینه ها نقش نگاهت
داشتم
از سراروی دیار
عاشقی
از حضور عشق ماتم داشتم
تا که عاشق گشته
ام در محضرت
این من مجنون چه مرحم داشتم
|
|
|
يک حرف ساده
آمدگذشت ازمن
سلام کرد بایک نگاه کار
دلم را تمام کرد
پروانه های سبز
قشنگ بود بایک نسیم خنده
به من احترام کرد
مشتی از دفتر
احساس های خود آمد و در
کلاس دلم ثبت نام کرد
چیزی به نام عشق
در اعماق جان من یکباره
با تمام وجودش قیام کرد
آری چه زود رفت
ودلم را دچار این انبوه
زخم کهنه بی التیام کرد
من را سپرد
دست جدایی وسرنوشت باران
چشم های مرا مستدام کرد
گم شده در
طوفان عشقت ........
دنبال کسی نباشيد
که بتونيد باهاش زندگی
کنيد !
دنبال کسی باشيد که بدون
اون نتونيد زندگی کنيد

خوشبختی یعنی
تسلیم نشدن در برابر بدبختی
- آنتونی کوت
محبت خرجی
ندارد در حالی که همه چیز
راخریداری می کند - شامفور
خوشبخت ترین انسان
کسی است که خداوند دلی
پر احساس به او داده باشد
- ویکتور هوگو
|
 |
|
| | |
|
| |
|
|
|
|
 |
|
|
|